غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
129
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
به او رسانيد و بيك ضربت شمشير او را كشته آواز برآورد كه مسلم را گشتم و مسلم چون آواز فضل شنيد با وجود ضعف نعره زد كه اينك من زندهام و ترا بقتل خواهم آورد آنگاه سلاح پوشيده و سوار گرديده بر فضل حمله كرد و نيزهء كارى بر تهىگاه او زد فضل از پاى درآمد و مسلم پسر عبد الرحمن بن عوف را نيز به زخم سنان شهيد گردانيد لاجرم مدنيان شكستهدل گشتند و شاميان دلير شده برايشان تاختند و سه پسر عبد اللّه بن حنظله و برادر مادرى او محمد بن ثابت بن قيس الانصارى را بر مى سهام خونآشام بر خاك هلاك افكنده عبد اللّه را نيز شربت شهادت چشانيدند و سپاه مدينه پشت بر معركه گردانيده شاميان در شهر ريختند و بفرمان مسلم سه روز در آن بلدهء طيبه قتل و غارت كردند و در روز چهارم مسلم كافركيش به مسجد رسول صلى اللّه عليه و سلم رفته اشارت نمود تا شاميان دست از قتل بازداشتند و فرمود تا ندا كردند كه گريختگان آمده با يزيد بيعت كنند و هركه تخلف ورزد خون و مال او هدر باشد بنابرآن بقية السيف ظاهر گشته بيعت نمودند و عبد اللّه بن ربيعه نبيرهء ام سلمه رضى اللّه عنها در حين مبايعت گفت كه بيعت ميكنم به حكم كتاب خداى تعالى و سنت پيغمبر او مسلم گفت بيعت بر آن جمله مىبايد كرد كه هرتصرف كه امير المؤمنين در اموال و اولاد شما كند شما را مجال منع نباشد و فرمود تا عبد اللّه را گردن زدند و همچنين جمعى ديگر را نيز در وقت بيعت ببهانهء بكشت و با آنكه خود را از شيعهء عثمان بن عفان مى پنداشت عمرو بن عثمانرا گرفته گفت تو خبيث بن طيبى و فرمود تا موىهاى لحيهء او را يكيك بركندند و در آن واقعه شش هزار كس كشته گشت و بنابر اسراف در قتل مسلم مسرف لقب يافت و چون مسرف از ارتكاب قبايح اعمال بازپرداخت امام زين العابدين را سلام اللّه عليه طلبيده تعظيم و احترام نمود و گفت امير المؤمنين ترا سلام مىرساند و ميگويد نيكو كردى كه از اهل فتنه اجتناب فرمودى امام عليه السّلام فرمود كه آنچه از اهل مدينه صدور يافت مكروه طبع من بود و چون امام زين العابدين رضى اللّه عنه عزم ركوب كرد مسلم ركاب استر آن جناب را گرفت تا سوار شد و در اوايل سنهء اربع و ستين مسلم بفرمودهء يزيد لعين بعزم رزم عبد اللّه بن زبير متوجه مكه گشت و در اثناء راه مرض آن سرخيل اهل فساد اشتداد يافته برطبق وصيت يزيد حصين بن نمير را بامارت لشكر مقرر گردانيد و در سه منزلى مكه رخت بجانب سقر كشيد و حصين نزديك به مكه رسيد ميان او و عبد اللّه بن زبير مهم بقتال انجاميد و در اثناء كروفر منذر بن زبير كشته گشته زبيريان به شهر گريختند و شاميان حريم حرم را مركزوار در ميان گرفته بر جبل ابو قبيس منجنيق نصب كردند و بجانب كعبهء معظمه و مسجد الحرام كه مسكن عبد اللّه بن زبير بود آغاز انداختن سنگ و قارورهاء نفط نمودند و جمعى كثير بدانجهت هلاك شدند از آن جمله مسور بن مخرمة بن نوفل الزهرى كه در سلك صحابه انتظام داشت در سن شصت و دو سالگى رايت عزيمت به طرف عالم آخرت برافراخت و اثواب و ابواب كعبه و مسجد الحرام بواسطهء اصابت قوارير نفط آتش بار سوخته بيت اللّه برهنه ماند و بروايت امام يافعى شاخهاى كبش اسماعيل عليه السّلام كه تا آن غايت در حوالى خانه موجود